سال نو رو به همه دوستانم و عزیزانم تبریک میگم . امیدوارم که سالی خوش و شاد داشته باشید و همواره آغوش گرم خانواده رو حس کنید .
الان که دارم مینویسم 14 ساعت بیشتر به زمان تحویل سال باقی نمانده . هوا تقریباً تاریک است .
به امسال فکر میکنم
به روزهایی که رفتند
به آدمهایی که باهاشون آشنا شدم و عزیزانی که از دست دادم
یعنی ممکنه با ورود به سال جدید این کابوس به پایان برسه ؟!
نمیشه گفت .
باید صبر کرد و نتیجه اش رو دید .
امسال برای من سال خوبی نبود .
هلن رو از دست دادم . پدر بزرگم فوت کرد و کلی مشکلات دیگه به وجود اومد که منو کاملاً نا امیدم کرده بود .
دوستانی پیدا کردم که برام عزیز بودند اما نتونستند کمک چندانی به من بکنند . چون تنها خود من هستم که باید تاوان اشتباهات و کارهایم رو بدم . و البته این خود من هستم که با حماقت تمام مشکلات زیادی رو برای خودم و اطرافیانم درست کردم ولی خوب به هر حال حالا همه چیز تقریباً ساکن و آرام شده است .
بازهم فکر میکنم که از اصل مطلب دور شدم . خوب کاریش نمیشه کرد آریا هستم دیگه .
غریبه . عید تو هم مبارک



